یک بطری پلاستیکی برای بازیافت در خاک به 500 سال زمان نیاز دارد ........................ سرزمین مقدس ایران را پاک نگاه داریم ........................ ایران زیباست،کافی است اهل سفر باشیم ........................ قبل از سفر در طبیعت ، برنامه و مسیر سفر خود را به دیگران اطلاع دهید ........................ برای تهیه یک تن کاغذ 15 اصله درخت سرسبز و تنومند قطع میشود ........................ تجربیات سفر خود را برای دیگران بازگو کنید ........................ هنگام سفر با اتومبیل در فصول سرد ، زنجیر چرخ را فراموش نکنید ........................ نوروز 1395 خورشیدی بر همه ایرانیان خجسته باد ........................

خیلی ها ایرانگرد هستند اما شاید هیچ کدامشان به اندازه محمدعلی اینانلو نمادی برای مسافرت به گوشه و کنار ایران نباشند. استفاده از رسانه های دیداری – شنیداری برای اینانلو ابزاری شده تا ایران پهناور را به خانه کوچک ما ایرانی ها بیاورد.

برای اینکه محمدعلی اینانلو را ببینید باید وقت زیادی صرف کنید. مشغله های کاری او اجازه نمی دهد که شما بتوانید سر زمان تعیین شده با او گفت و گو کنید اما وقتی گفت گویتان گل انداخت بی شک تمام آن لحظات انتظار را فراموش خواهید کرد.

گپی کوتاه با اینانلو، شاید حرف هایی باشد که کمتر از رسانه ملی از او شنیده می شود. نگاه عمیق تر او به مسائل گردشگری و صنعتی که می تواند درآمد ملی را دگرگون کند، شاید در چند پرسشی که درپی می آید خلاصه نشود اما مشت است نمونه خروار.

*شما از نخستین کسانی بودید که در صنعت گردشگری مشغول به کار مطبوعاتی شدید. چه شد که این اتفاق افتاد؟

پیش از انقلاب صنعت گردشگری به معنای خاصی که امروزه از آن تعبیر می شود، نداشتیم. در بین سال های 54 تا 57 شرکتی به نام شرکت «ایران سافاری» تاسیس شد که کارش تنها این بود که شکارچیان خارجی را برای شکار به ایران بیاورد. پس از انقلاب هم کشور دچار جنگ شد و صحبت کردن از گردشگری معنا نداشت تا اینکه پس از اتمام جنگ صحبت هایی از این صنعت شد بدون آن که کسی راجع به آن بداند.

 در سال 1369 معاونتی در بنیاد مستضعفان شکل گرفت به نام معاونت گردشگری و از من هم دعوت کردند که برایشان مجله ای دربیاورم و به این ترتیب مجله ایران شناسین «گردش» نخستین مجله چهاررنگ گلاسه درباره جاذبه های گردشگری ایران بود. پس از آن و با تلاش های دیگر کم کم صنعت گردشگری موردتوجه قرار گرفت و ثبت آژانس های مسافرتی شروع شد بدون آنکه بخش دولتی یا بخش خصوصی راجع به این صنعت اطلاعات کافی داشته باشند.

آن سال ها گذشت و هنوز هم خیلی ها ایران را به عنوان جایی برای گردشگری تاریخی – فرهنگی می دانند درصورتی که جاذبه های طبیعی این کشور کم از جاذبه های تاریخی – فرهنگی آن نیست.



*این امر منجر شد صنعت گردشگری ایران با رشد صنایع دیگر همچون هتل سازی همراه شود در صورتی که در خیلی از مواد همین هتل سازی ها به ضرر مناظر تاریخی و طبیعی ایران تمام شده اند.

به نظر من جهانگردی مملکت ما در شرایط حاضر نیاز به این همه هتل ندارد بلکه به اقامتگاه تمیز نیاز دارد چیزی که 40 سال است دنیا دارد از آن استفاده می کند و «لاج» یا همان اکوکمپ نام دارد. به این معنا که در نزدیکی پارک ملی یا منطقه دیدنی طبیعی اقامتگاه  هایی همگن و همسو با طبیعت محلی می سازند که همه امکانات لازم را دارد بدون آنکه هتل پنج ستاره باشد و شرط موفقیت این لاج ها تمیز بودن، سروقت بودن و برنامه ریزی درست داشتن است. به طوری که با هزینه کم قابل ساختن است و به جای یک هتل پنج ستاره می توان چندتا از این لاج ها ساخت.

*متاسفانه خیلی از هتل هایی هم که ساخته شدند یا در حال ساخت هستند یا در حریم آثار تاریخی قرار دارند یا در حریم آثار طبیعی.

باید منظره را از دور نگاه کرد ولی ما ایرانی ها عادت داریم که داخل منظره باشیم و نمی دانیم وقتی داخل منظره هستیم دیگر چیزی نمی بینیم. باید جایی باشیم که چشم انداز را ببینیم. برای نمونه در کوهرنگ که محل جوشش آب زاینده رود از کوه است هتلی ساخته شده در دوردست که به خوبی چشم انداز این آبشار خروشان را می بیند و در مقابل آن هتل دیگری که به یکی از وزارتخانه وابسته است رفته داخل چشم انداز.

این در حالی که است که نه تنها نمی توانند چشم انداز را ببینند که صدای آبشار آرامش را هم از آنها می گیرد و اجازه نمی دهد خواب آرامی داشته باشند.



*به نظر شما چطور می توان در صنعت گردشگری به توسعه پایدار رسید؟

توسعه پایدار برخلاف تصور اشتباهی که وجود دارد فقط ویژه طبیعت و محیط زیست نیست بلکه به حفظ فرهنگ بومی، زنان و حتی نوع پوشش نیز مربوط می شود. توسعه پایدار از طریق گردشگری باید به گونه ای باشد که لطمه ای به اعتقادات، زبان، نوع پوشش و فرهنگ بومی و همین طور محیط زیست و طبیعت وارد نکند.

برای مثال نمونه کامل توسعه ناپایدار را می توان در سرعین دید. شهری که به صورت انفجاری توسعه یافت و روستاییان که قرن ها و قرن ها به یک شیوه زندگی می کردند یک دفعه با هتل شش ستاره، ماشین های گرانقیمت و آدم هایی با پوشش متفاوت رو به رو شدند و این اتفاقات روی شیوه زندگی و فرهنگ آنها تاثیر گذاشت.

همین اتفاق روی شیوه زندگی و فرهنگ آنها تاثیر گذاشت. همین اتفاق در کلاردشت و حتی ده ونک تهران نیز افتاد. توسعه پایدار امکان پذیر نیست مگر اینکه مدیرانی پایدار داشته باشیم، علاوه بر اینکه علم این کار را داشته باشند لایق و کارآمد باشند، بدانند حداقل تا یک سال دیگر در پستی که دارند باقی می مانند.

متاسفانه ما ایرانی ها عادت داریم چرخ را دوباره خودمان اختراع کنیم. هر مدیری که می آید کارها و ساختاری که مدیر قبلی ساخته بود را دور می اندازد و حتی کتاب هایی که زمان او منتشر شده بود را خمیر می کند. این اتفاقی است که در سازمان حفاظت محیط زیست هم رخ داد. بنابراین باید اول خودمان را تجهیز کنیم و دانش توسعه پایدار را داشته باشیم بعد می توانیم توسعه پایدار ایجاد کنیم.



*متاسفانه زباله ها همه طبیعت ایران را قرق کرده اند و یادگاری نویسی ها آثار تاریخی ایران را سیاه. راهکار شما برای مقابله با این معضلات چیست؟

هرچند آموزش و اطلاع رسانی نقش مهمی دارد اما اصل ماجرا این نیست بلکه باید برای افراد نسبت به داشته های طبیعی و تاریخی ایجاد تعلق کرد و تا زمانی که آن فرد طبیعت یا آثار تاریخی را از آن خودش نداند همین رویه ادامه خواهد داشت.

وقتی که یک ماشین 100 میلیونی شیشه را پایین می کشد و کیسه زباله اش را پرت می کند بیرون یا پیرزن روستایی که خانه اش را جارو می کند و خاکروبه اش را بیرون می ریزد برای این است که احساس مالکیت شان به داخل ماشین و خانه روستایی می رسد و مملکت را مال خودشان نمی دانند. البته نسل جوان خیلی بهتر شده اند.

*پس می توان امیدوار بود که نسل جوان نسبت به سفر مسئولانه داشتن، مسئول ترند!

بله من بارها دیده ام که گروه های دانشجویی و دانش آموزی نه تنها طبیعت را آلوده نکرده اند بلکه زباله دیگران را هم جمع کرده اند. سفر مسئولانه هم به این معناست که وقتی شما طبیعت یا محوطه تاریخی را ترک می کنید، به همان صورتی باشد که به آن وارد شده اید و از خود هیچ اثری برجا نگذارید.

یک گام جلوتر از سفر مسئولانه هم این است که نه تنها به آن اثر لطمه وارد نکنید بلکه اگر زباله ای هم ریخته شده جمع کنید یا اگر کسی در حال تخریب آثار تاریخی و یادگاری نویسی است به او هشدار دهید.

*بسیاری معتقدند درصورتی که هنوز فرهنگ گردشگری در ایارن جا نیفتاده بهتر است مناطق بکر طبیعی به عموم مردم معرفی نشود تا مانع از تخریب آن شویم. شما با این عقیده موافقید؟

این چیزی است که سالیان دراز به من می گفتند و من قبول نداشتم و می گفتم که دانستن حق مردم است ولی اندک اندک دارم به این نتیجه می رسم که باید با احتیاط وارد شد. هنوز به این نتیجه نرسیده ام که بهتر است معرفی نشود ولی باید بگویم دچار تردید شده ام.



*به نظرم رقابت در صنعت گردشگری در بسیاری مواقع ناسنجیده است. برای نمونه تله کابین نمک آبرود ساخته شد بعدش تله کابین شماره دو نمک آبرود. تله کابین لاهیجان، رامسر و جواهرده. ساخت همه این تله کابین ها منجر به قطع صدها درخت شد فقط به بهانه چند متر طول بیشتر. نظرتان در این باره چیست؟

من به شخصه با هر وسیله ای که منجر شود لذت بیشتری از چشم انداز ببریم موافقم فقط به این شرط که آن وسیله باعث تخریب چشم انداز و طبیعت نشود. وسیله ای که قرار است به قیمت تسطیح تپه ها، قطع درختان، جاده سازی و ویلاسازی باشد بهتر است هیچ وقت نباشد.

*که این امکان پذیر نیست.

چرا هست به شریطی که با برنامه ریزی و فکر باشد. کاری که خیلی از کشورهای دنیا دارند انجام می دهند.

هفت صبح

آریو برزن
هنگامی که از دیدنی های ایران مینویسم ترسی در وجودم ایجاد میشود ،ترس از اینکه این زیبایی ها به دست نا اهلان از بین برود.پس بیایید سرزمین مقدسمان را پاک نگاه داریم و از بلندای کوه فریاد بزنیم: "اینجا ایران است"
نويسندگان وبلاگ:
آمار وبلاگ :