یک بطری پلاستیکی برای بازیافت در خاک به 500 سال زمان نیاز دارد ........................ سرزمین مقدس ایران را پاک نگاه داریم ........................ ایران زیباست،کافی است اهل سفر باشیم ........................ قبل از سفر در طبیعت ، برنامه و مسیر سفر خود را به دیگران اطلاع دهید ........................ برای تهیه یک تن کاغذ 15 اصله درخت سرسبز و تنومند قطع میشود ........................ تجربیات سفر خود را برای دیگران بازگو کنید ........................ هنگام سفر با اتومبیل در فصول سرد ، زنجیر چرخ را فراموش نکنید ........................ نوروز 1395 خورشیدی بر همه ایرانیان خجسته باد ........................
نگارنده: آریو برزن - جمعه ۱٧ امرداد ۱۳٩۳

 پالنگان کجاست  ؟ «ماسوله ای که در قعر دره ای بنا شده و رودخانه ای از میان آن میگذرد»، همین جمله کافی است تا بخشی از زیبایی های این روستای زیبای کردستان را بیان کند.پالنگان،روستایی که در آن آّبشار های زیبا و ماهی کبابی را در کنار مردم خونگرم آن تجربه میکنید.


 مسیر دسترسی:

کامیاران یکی از شهرهای استان کردستان است.از سنندج که به سمت کرمانشاه حرکت میکنید آخرین شهر استان کردستان شهر کامیاران است.برای رسیدن به روستای پالنگان باید از شهر کامیاران به سمت این روستا حرکت کنید.با گذراندن مسیر 50 کیلومتری و با گذشتن از روستای زیویه و سد خاکی زیبای زیویه به نزدیکی روستای پالنگان میرسید.راه ارتباطی این روستا مسیری خاکی به طول حدود 500 متر در سمت چپ میباشد که از راه اصلی منشعب میشود.

 در انتهای راه خاکی به روستای پالنگان میرسید. راه فرعی در سرپایینی پرشیبی قرار دارد و از سمت کامیاران فاقد تابلو است.پس مراقب باشید. حدود چند صد متر بعد از راه فرعی پالنگان مسیر خاکی شیلات پالنگان قرار دارد و بعد از آن هم جاده آسفالته به اتمام میرسد.

متاسفانه در بعضی وبلاگ ها و وبسایت ها اطلاعات اشتباهی از موقعیت این روستا درج شده است که حتی در وبلاگی فاصله این روستا تا کامیاران به اشتباه 15 کیلومتر درج شده است.

نقشه راهنمای راه دسترسی به پالنگان:

 

 راهنمای راه فرعی روستای پالنگان و شیلات پالنگان:

 

 نمای روستای پالنگان از جاده آسفالت:

 

با رسیدن به روستا اولین نفر از اهالی روستا پسری قبض به دست است که به سمت ماشین می آید و قبض ورود صادر میکند.2000 تومان برای هر خودرو.با رویی گشاده اطلاعاتی در خصوص روستا میدهد.

روستای پالنگان در دوطرف دره تنگیور یا سیروان قرار گرفته.رودخانه تنگیور از میان خانه های روستا میگذرد آن را به دو قسمت تقسیم کرده است و پلی هم دو طرف روستا را به هم متصل میکند.البته عمده خانه های روستا در قسمت قبل از رودخانه قرار گرفته اند . شیب بسیار بالای روستا باعث شده تا خانه های روستا بصورت پلکانی ساخته شوند بطوریکه همانند ماسوله پشت بام هر خانه حیاط خانه بالایی باشد.البته خیلی از روستاهای منطقه اورامان کردستان با این معماری ساخته شده اند.

در بالا دست روستا محلی برای پارک اتومبیل ایجاد شده که مردم اکثرا اتومبیل خود را در آنجا گذاشته و پیاده به سمت مرکز روستا و رودخانه میروند.رودخانه تنگیور طراوت خاصی به روستای پالنگان داده است.

پالنگان روستای کوچکی است که مردم آن از طریق کشاورزی،ساخت صنایع دستی و دامداری امرار معاش میکنند.

 

 

 نمایی از یک خانه در پالنگان:

 

 پلی که دو سوی روستا را به هم متصل میکند:

 

 آبشار پالنگان:

یکی دیگر از زیبایی های پالنگان وجود آبشارهای بسیار زیبا در بالادست رودخانه تنگیور است.برای رسیدن به این آبشار ها باید مسیر کنار رودخانه را با سمت بالا ادامه دهید.پس از حدود نیم ساعت پیاده روی به سرچشمه آبشار های پالنگان میرسید. هر قطعه از مسیر راهپیمایی زیبایی های منحصر به فرد خود را دارد.مسیر هموار بوده و برای راهپیمایی ساده ای دارد.در بخش هایی از رودخانه که عمق آب بیشتر است مسافران و اهالی روستا تنی به آب میزنند.

 

 

 

 

 آبشار های کوچک اما زیبای پالنگان:

 

 نمایی از یکی از آبشار ها از محل ریزش آب:

 

 یکی از چشمه های پالنگان :

 

 دومین پل ارتباطی دو سمت رودخانه:

 

                نمایی از یکی دیگر از آبشار های پالنگان:

 

                نمایی از یکی دیگر از آبشار های پالنگان:

در مسیر رودخانه هرچه پیش میرویم  و به آبشار ها نزدیک میشویم ارتفاع صخره های دو طرف رودخانه بیشتر میشود و در تابستان دیگر خبری از گرما در این منطقه نمیماند و تنها ساعاتی از روز این رودخانه رنگ آفتاب به خود میبیند.

برای اسکان در این روستا میتوانید خانه های افراد محلی را اجاره کنید.اجاره هرشب حدود 40 الی 100 هزار تومان خواهد بود.در مسیر آبشار ها هم یک  مجتمع توریستی ساخته شده است که تنهای محل هایی برای بر پا کردن چادر را شبی 10 هزار تومان اجاره میدهد.

در مسیر برگشت هم یکی از اهالی روستا از پنجره خانه خود چیز هایی با لحجه اورامی گفت که از دور به سختی میشد چیزی فهمید،نزدیکتر که رفتم گلدانی از گل حسن یوسف را به ما هدیه داد. و با همان خونگرمی مردم کردستان ما را به صرف چای در منزل دعوت کرد.خانه اش اگرچه قدیمی و کوچک بود اما دلی مهربان و بزرگ داشت.

 

 ************************************************************

 

 

.
آریو برزن
هنگامی که از دیدنی های ایران مینویسم ترسی در وجودم ایجاد میشود ،ترس از اینکه این زیبایی ها به دست نا اهلان از بین برود.پس بیایید سرزمین مقدسمان را پاک نگاه داریم و از بلندای کوه فریاد بزنیم: "اینجا ایران است"
نويسندگان وبلاگ:
آمار وبلاگ :